جشن تولدی بی نظیر (قسمت سوم)
آوریل 2, 2008
بساط شام به یاری یاران مهربان جمع می شود!
دخترک از جوانک دل نمی کند! (و بلعکس)
یار مهربان شماره ی یک ایده ای در سر دارد! ایده را با جوانک در میان می گذارد!جوانک موافقت می کند.
کار را شروع می کنند!
آری برنامه چیزی نیست جز مصاحبه با همسفران جوانک این مسئولیت را می پذیرد و یار مهربان شماره یک نیز فیلمبرداری را به عهده می گیرد!
جوانک و یار مهربان به راه می افتند و فعالیتشان را آغاز می نمایند!
به سراغ تک تک زایرین رفته و از آنها می پرسند: فرض کن آقا امام زمان (عج) الآن داره این فیلم را می بینه!
بهش چی میگی!؟جواب های زیبایی در این دفتر خاطرات ثبت می گرددد!
دخترک همچنان بیدار است و با جوانک همراه:جوانک: خوب دیگه دیر وقته نمی خوای بری لالا دخمل گل!؟
دخترک با لحنی دلگیر می گوید:_باشه! می رم می خوابم!
و به سمت منزل عزیمت می نماید!
مسئول اردو حرفی برای گفتن دارد:_ آقا 2 دقیقه سکوت!
دوستان ساعت 11 در ها قفل می شه کسی بیرون نباشه! صبح هم بعد از نماز آماده باشید برای رفتن به مسجد مقدّس جمکران!
بعد از دعای ندبه بر میگردیم بعد از صبحونه هم اون مادر شهید که قول داده بودیم قراره بیاد صحبت کنه!
بعد از اون آزادین تا بعد از نماز، بعد از نماز راه می افتیم. نهار هم داخل مسیر!
جوانک و یارن مهربان در حال گپ زدن هستند ناگهان دخترک از در وارد می شود! ظاهراً امشب خواب بر او حرام شده است! مستقیم به سمت جوانک می آید!
تحفه ای برای نشان دادن به جوانک آورده! صدای خنده ی جوانک اطرافیان را متوجه وی می نماید!*سانسور*جوانک،یاران مهربان به پیشنهاد مسئول اردو قصد عزیمت به حرم مطهّر می نمایند!
به راه می افتند طی مسیر جوانک با خصوصیات اخلاقی مسئول اردویی که اکنون وی نیز به یاران مهربان دیگر می ماند بیشتر آشنا می شود!
پس از زیارت همگی برای استراحت باز می گردند!
ولی کدام استراحت! جوانک و یارانش عرصه ی خواب را بر زایرین تنگ می کنند!
زایرین از خر خر های مصنوعی یار مهربان شماره ی 4 و قهقه ی مستانه ی جوانک و شیرین کاری های سایر یاران مهربان به طرز فیجیعی دل تنگ شده اند!
بالاخره صدای اعتراض بلند می شود! ولی تقریباً بی اثر است!سحر نزدیک است!
به مرور از استضحاک جوانک و یاران کم می شود! زایرین از لوس اشرار آسوده می شوند! و جوانک و یاران نیز به خواب می روند!بانگ اذان به گوش می رسد! فریضه صبح اقامه می شود! موج اعتراض به سمت جوانک روانه می شود!
_ دیشب نگذاشتی بخوابیم!
_ این چه بساطی بود راه انداخته بودید دیشب!؟
جوانک با خنده و شوخی اعمالش را به ماست آغشته می کند!(ماست مالی)
یار مهربان شماره ی 4 که به شدّت با جوانک صمیمی شده به جوانک پیشنهادی می دهد که با مخالفت جوانک مواجه می شود!
_ یار مهربان شماره ی 4 :مسئول اردو میگه یکی دو نفرتون اینجا بمونین! من می مونم تو هم بمون!
جوانک:یعنی قید جمکران را بزنیم!؟ عمراً! نه من نمی مونم!
کاروان راهی عشقستان می شود! جوانک در دل شوری دارد!
اتوبوس حرکت می کند! از دور گلدسته های مسجد به چشم می خورند!
جوانک نیز مانند سایرین آرام دست را بر سینه می گذارد و بر سرور و مولایش سلام می دهد:
السّلام علیک یا بقیةالله
و زمزمه های زیبای زایرین فضایی بس زیبا و معنوی می آفریند!
السلام علیک یا مولانا یا صاحب الزمان!
السلام علیک یا ربیع النام و نضرة الایام
و…
توقف صورت می گیرد!
زایرین وارد مسجد مقدس جمکران می شوند!
هر یک به مولا و امام خویش با زبان خود سلام می دهند و شرفیاب حضور در چنین مکان مقدّسی می شوند!
جوانک بسیار خسته است چرا که شب گذشته به دلیل شدّت استضحاک از خواب معاف گردیده! و تا دمادم صبح به بروز استضحاک اشتغال داشته است!
پس از تجدید وضو وارد مسجد می شوند! و مبادرت به انجام اعمال مربوط می نمایند!
جوانک دوام نمی آورد و برای جبران کمبود خواب خود مدّت زمانی کوتاه را صرف عمل به این فعل کریه می نماید.(خوابیدن در مسجد مکروه می باشد.)ولی موفقیتی حاصل نمی شود از طرفی سر و صدای اطرفیان و از طرف دیگر انتقام جویی از خواب پریدگان شب گذشته از خوابیدن جوانک جلوگیری می نماید.لرزیدن تلفن همراه نیز بر جلوگیری از خواب جوانک صحه می گذارد!
این آخرین تیر ترکش است و جوانک به طور کلّی قید خواب را می زند!
تلفن را پاسخ می گوید! آری یار مربان شماره ی 4 است دلش طاقت نیاورده و به مسجد آمده اینک جویای موقعیت جغرافیایی جوانک می شود:
پس از ارایه آدرس توسط جوانک این دو یار مهربان به یکدیگر می رسند!
جوانک به همراه یار تازه رسیده مسجد را به قصد حیاط آن ترک می گویند تا جوانک در حیاط خواب را از دیدگان خویش فراری دهد و بر آن غلبه نماید!
عملیات با موفقیّت انجام می گیرد!به مسجد باز می گردند!
اینجاست که جوانک در خلوت خویش به فکر فرو می رود!
به راستی امروز روز میلاد جوانک است! ولی افسوس که هیچکس این مناسبت میمون را به یاد ندارد!
در این روز جوانک هیچ هدیه یا حتّی پیام تبریکی دریافت نمی کند!
جوانک از این موضوع دلگیر است!
در همین حین به یکباره به خود می آید و متوجّه هدیه بسیار بزرگ و معنوی ای که از سوی بزرگترین موجود عالم به وی عطا شده می شود!
آری این هدیه چیزی نیست جز شرفیابی حضور در مسجد مقدّس جمکران و زیارت حضرت معصومه (س)!
چه هدیه ای بالاتر از این!؟
گویی مولا و امام زمانش به همراه عمّه ی بزرگوارشان موجبات برگزاری جشنی با شکوه را برای جوانک فراهم نموده اند!اینجاست که سُرور در قلب جوانک جای غم را می گیرد و از شرکت در چنین جشنی و دریافت چنین هدیه ای حسّ غرور می کند!
آری این بود جشن تولّد بی نظیری که جوانک از آن سخن می گفت!
امید است چنین هدایای نورانی و با برکتی نسیب همگان گردد و جسم ایشان را از سرزندگی سرشار و روح از معنویّت و سرور مملو نماید!
و امّا جشن تولّد بی نظیر جوانک نیز به پایان می رسد و جوانک عازم مبداء می گردد!
و نکته ی قابل تأمّل اینکه: «آیا جوانک خواهد توانست این لطف و بزرگواری را با اعمال شایسته ی خود پاسخگو باشد!؟ یا اینکه با اتمام سفر حال معنوی او نیز به پایان می رسد!»
بیایید به همراه هم برای جوانک دست به دعا برداریم!
از خداوند هدایت و عاقبت به خیری وی را خواستار شویم!
و همواره وی را در خشاب 40 تایی خویش بگنجانیم!
Entry Filed under: داستان. .
18 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed






1.
متعجب | آوریل 2, 2008 at 8:06 ب.ظ
سلام
خوب بازم خدا را شکر این داستان هم تمام شد
جواب:
سلام!
همراهيتان را سپاس!
2.
محبوبه | آوریل 3, 2008 at 3:42 ق.ظ
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
اومديد؟؟؟؟؟؟
خيلي خوشحال شدم ممنون كه به من سر زديد.
سال نو مبارك
3.
رامن | آوریل 4, 2008 at 3:45 ق.ظ
با درودهاي فراوان
من خيلي خيلي از پيام تان خوش حال شدم. خيلي اين همه چند وقت جاي تان خالي بود. خيلي خوش حال شدم اين پست تان را خواندم .
تولد تان مبارك!! قسمت سوم خيلي قشنگ بود. سال نوي تان هم مبارك!! اميدوارم سال جديد، سال خيلي خيلي خوبي براي شما و خانواده ي گرامي تان باشد . من آرزو مي كنم هميشه هديه هاي بزرگ و عالي دريافت كنين . آرزو مي كنم هميشه و همه جا سلامت و شاد باشيد و به همه ي آرزوهاي تان برسيد .
جواب:
سلام رامن جان!
الطاف بی قرینت را سپاس!
4.
سید ایمان ضیابری | آوریل 17, 2008 at 3:33 ب.ظ
سلام و درود بر شما همسنگری عزیز…
پژمرده میشوم وقتی جوان ایرانی را میبینم که تحت تاثیر جوسازیها و شانتاژهای بیامان و مسلسلوار رسانههای امپریالیستی، در چشم به همزدنی همهی باور و اعتقادش به وطن را از دست میدهد و به یک آن میشود سرسپرده و سرباز وظیفهی بیگانه.
پژمرده میشوم وقتی میبینم افتتاح اینهمه ورزشگاه، بیمارستان، مدرسه، تقاطع، سد، نیروگاه، پالایشگاه و کارخانه، مردم ما را اقناع و راضی نمیکند و با وجود اینکه همین مردم در هر انتخابات و حرکت جمعی شرکت میجویند، اما باز هم در خفا و خلوت خودشان، لب به انتقادهای نامنصفانه میگشایند و همهی زحمتها را زیر سوال میبرند…
این درد دلها، چند نوبتی است که حسابی مشغولم کرده. باقی این مطلب را حتماً در وبلاگم بخوانید.
یا علی
جواب:
درود و 200 بدرود بر شما مجاهد راه حق که همواره به نیکویی قلم می زنی و توتم گرانبهای خود را به، به به و چه چه این و آن و در راه همسو شدن با بی خردان نمی فروشی!
احسنت!
سپاس!
5.
محبوبه | آوریل 27, 2008 at 11:39 ق.ظ
سلام
خوبيد؟؟؟؟؟؟
باز كه شما نيستيد
پس كي ميايد؟؟؟
جواب:
سلام!
سپاس!
به دلیل مشغله زیاد کمتر وقت مجازی گری می یابم!
لیک خواهم آمد…
6.
ناشناس | آوریل 27, 2008 at 11:40 ق.ظ
7.
محبوبه | آوریل 28, 2008 at 11:28 ق.ظ
سلام
خيلي ممنون كه به من سر مي زنيد
شما به من لطف داريد من براي شما از صميم قلب آرزوي موفقيت دارم .
از خدا مي خوام كه هميشه آسمون دلتون پر ستاره باشه .
به اندازه تمام ستاره هاي كهكشانهاي خدا از خدا مي خوام كه خوشبخت و پيروز باشيد
جواب:
سلام!
سپاس!
8.
محبوبه | می 5, 2008 at 3:02 ق.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

ممنون از اين همه لطفتون
من نمي دونم چه جوري بايد از شما تشكر كنم .
شما خيلي مهربونيد
واقعا قشنگ هستند دستتون درد نكنه
راستي هفته نجوم مبارك
جواب:
سلام!!!!!!!!
برگ سبزی است تحفه درویش!
بر شما نیز میمون باد!
9.
محبوبه | می 13, 2008 at 2:27 ق.ظ
سلام
خوبيد شما؟؟؟
يه خبر خوب وبلاگم توي مسابقه سازمان فضايي ايران اول شد
منتظرتون هستم
جواب:
سلام!
سپاس!
تبریک!
10.
محبوبه | می 16, 2008 at 7:21 ق.ظ
سلام
تك رنگ عزيز مي تونيد براي ثبت اسمون در ماهواره فضايي به آدرس زير بريد;)
http://lro.jhuapl.edu/NameToMoon/
11.
محبوبه | می 16, 2008 at 3:12 ب.ظ
سلام
به روزم.
12.
fahime | می 18, 2008 at 9:09 ق.ظ
سلام خوشحال میشم اگه با هم تبادل لینک بکنیم
جواب:
سلام!
ما نیز!
سپاس!
13.
[ptv | می 20, 2008 at 3:40 ب.ظ
سلام
ماجرای جالبی بود. اتفاقا من هم روز تولدم (که مصادف با روز جمهوری اسلامی است) بین ایران و عراق بودم. در بازگشت از سفر کربلا.
دقت:
مگر قرار نبود بگی با وجود اتمام شارج گوشی چطوری عکس گرفتی؟
نگفتی!
14.
جحفر | می 20, 2008 at 3:42 ب.ظ
متاسفانه ورد پرس نادان، هالیش نیست که باید اسمها را فارسی بنویسه!
15.
jahfer | می 24, 2008 at 5:05 ب.ظ
پس نظرات من را کو؟
حتما باید آبروت را ببرم؟
جواب:
عجب!
16.
websaz | ژوئن 8, 2008 at 7:45 ق.ظ
با سلام . از گرایش مذهبی – فرهنگی وب تون لذت بردم .
جواب:
سلام دوست عزیز!
سپاس!
17.
فهیمه | ژوئن 8, 2008 at 12:43 ب.ظ
من منتظر جوابم هاااااااااااااااااااااااا
جواب:
سلام!
شما را به تک رنگ پیوند زدیم!
سپاس!
18.
رامن | ژوئن 10, 2008 at 6:09 ب.ظ
اميدوارم هميشه و همه جا سلامت و شاد باشيد.
جواب:
سلام رامن جان!
همینطور برای شما!
سپاس!